تبليغاتX
انتظار
 انتظار

 

نویسنده سيد احمد بهجت   

۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸


  مفهوم انتظار
انتظار به معناي چشم داشت و چشم به راه بودن، چشم داشت يک تحول، چشم داشت يک تحول خوب، چشم داشت يک گشايش يا چشم به راه يک آينده مطلوب، چشم به راه يک عزيز سفر کرده، چشم به راه يک منجي و ... آمده است به اين معنا انتظار مفهومي است. که با نهاد همه انسان ها عجين شده و مي توان گفت که همه انسان ها به نوعي منتظر هستند.
به بيان ديگر «انتظار» يا اميد به آينده همزاد انسان است و اگر اميد به آينده را از او بگيرند سرنوشتي جز سکون، رکود، مرگ و تباهي نخواهد داشت.
ما اهميت زندگي انسان با انتظار و اميد به آينده عجين شده است به گونه که بدون انتظار زندگي مفهومي ندارد و شور و نشاط لازم براي تداوم آن در کار نيست. حيات حاضر کنوني ظرف پويائي، تلاش و حرکت به سوي فردا و فرداهاست. و اين چنين پويائي و حرکتي بودن عنصر «انتظار» ممکن است؛ زيرا احتمال معقول بقا و پايداري و اميد به تداوم حيات است که به زندگي کنوني معنا و مفهوم مي بخشد و پويائي و نيروي لازم را براي ادامه حيات تأمين مي کند. از اين رو است که ماهيت زندگي با انتظار پيئستگي نا گسستني دارد.
هر انسان زنده اي که در انتظارهاي خويش، به تداوم حيات مي انديشد و بقاي خويش را انتظار دارد، تمام حرکت و سکون خويش را در راستاي اين انتظار و در جهت متناسب با تداوم حيات قرار مي دهد. لذا در روايات اسلامي مي بينيم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پيامبراکرم(ص) شمرده شده است.
شايد يکي از علل اين گونه آموزه هاي ديني ما اين بوده است که شيعيان و پيروان حضرت مهدي موعود(عج) بکوشند تا خود را به امامشان نزديک کنند و مانند او بينديشند و امت با امام در انتظار به سر برند، زيرا امام نيز در انتظار خويش به سر مي برد.
اميد به آينده و انتظار تحقق فرداي بهتر ريشه در يک ويژگي دارد و آن «کمال جوئي» انسان است. انسان همواره طالب رسيدن به مراتب بالاتر و دست يافتن به قله هاي رفيع پيشرفت و ترقي است و اين در تمام انسان ها با تفاوت هايي در سطح مورد نظر و تلاش و جديتي که براي رسيدن به کمال مطلوب صورت مي گيرد وجود دارد.
انتظار و چشم به راه آينده بودن شعله اي است در وجود انسان که هر چه قدر فروزان تر و پر فروغ تر باشد تحرک و پويائي او نيز بيشتر خواهد بود و بر عکس هر چه اين شعله به سردي و خاموشي سوق يابد تلاش و فعاليت انسان نيز کاستي مي پذيرد تا آن جا که او تبديل به موجودي سرد، بي روح، بي نشاط، گوشه گير و بي تحرک مي شود و اين همان حالتي است که در روانشناسي به «افسردگي» تعبير شده است.
حالتي که شدت و ضعف و زمينه هاي به وجود آمدن آن ها در افراد مختلف متفاوت است.
انتظار فرج به دو معنا در آموزه هاي ديني ما به کار رفته است.
انتظار به معناي عام، در اين معنا مکتب اسلام تلاش کرده است که از يک سو با فضيلت بخشيدن به «انتظار گشايش» و اميد به آينده و از سوي ديگر با نکوهش يأس، نا اميدي، دل سردي و دل گرمي روحيه تلاش و تکاپوي سازنده را در افراد جامعه اسلامي زنده نگهدارد و از ايجاد حالت يأس و نا اميدي در زندگي شخصي مسلمانان جلوگيري کند. شايد بتوان گفت بسياري از رواياتي که در آن ها به فضيلت «انتظار» به طور کلي و بدون ذکر متعلق فرج اشاره شده به اصول تقويت روحيه اميد به آينده و مقابله با حالت نا اميدي و بد بيني نسبت به آينده توجه داشته اند.
انتظار به معناي خاص در اين معنا، انتظار گشايش و اميد به آينده از حالت امري محدود، سطحي و فردي خارج شده و تبديل به امري گشترده عميق و اجتماعي مي شود. 
در حالت انتظار، بهترين شيوه پيوند و همسوئي و همدلي با امام نهفته است، و غفلت از انتظار و معناي صحيح آن باعث بي خبري و بي احساسي نسبت به سوزها و شورهاي امام موعود است.
شايد در دوران غيبت انتظار راستين براي فرج يعني حضور امام در جامعه انساني، نخستين راه بيعت و هم پيماني با امام موعود باشد؛ زيرا انتظار حضور در متن جريان ها و حوادث هوشياري هميشگي است. و در حال انتظار نبودن به معناي غفلت و بي خبري، بي احساسي و بي تفاوتي نسبت به حوادث پيش از ظهور و اصل ظهور است.
جامعه منتظر، هر حادثه اي هر چند عظيم و ويرانگر، و عاملي هر چند بازدارنده و يأس آفرين او را از تحقق هدف هاي مورد انتظار مأيوس نمي کند و در راه آن هدف ها از پويائي و تلاش باز نمي ايستد و همواره به امام خود اقتدا مي کند.
امامي که در برابر مشکلات شکننده و حوادث کوبنده قرن ها و عصر ها استوار ونستوه ايستاده است و ذره اي در اصالت راه و کار خود ترديد نکرده است.
حضرت مهدي(عج) فرمود:« ... لأن الله معنا و لا فاقه بنا الي غيره، و الحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنا»2چون خدا با ماست، نياز به ديگري نيست، حقانيت با ما مي باشد و کناره گيري عده اي از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد» آري امام مهدي(عج) در چنين انتظاري به سر مي برد و با چنين ايماني در اين شب يلداي زندگي، استوار و تزلزل ناپذيز ايستاده و جامعه «منتظر» و امت چشم به راه نيز بايد اين ويژگي را در امام موعود و منتظر خويش نيک بشناسد و تاحد امکان مانند خود او در انتظار باشد.
تعاليم اديان الهي و به ويژه دين مبين اسلام به طور دقيق بر گرايش هاي دروني انسان ها تکيه داد و اهداف و برنامه هاي آن ها بر اساس همين گرايش ها دروني و ويژگي هاي فطري سامان يافته است و در اين ميان نقش دين تنها جهت دهي توسعه و تعميق اين گرايش هاست.
  نقش سازنده انتظار
هر کس با مراجعه به خود بررسي مصاديق مختلف انتظار متوجه مي شود که مفهوم سه پايه اساسي دارد:
  ناخوشنودي از وضع موجود يا قانع نبودن به آن.
  اميد و باور به آينده مطلوب.
  تلاش در جهت تحقق آينده مطلوب.
بي ترديد «انتظار» چه در معناي عام و چه در معناي خاص آن زماني فعليت مي يابد که سه رکن ياد شده محقق شود.
کسي که هيچ احساس نا خوش آيندي نسبت به وضع موجود خود و شرايطي که در آن بسر مي برد ندارد يا آينده روشني پيش روي خود نمي بيند و از باور درستي نسبت به امکان تغيير شرايط موجود بر خوردار نيست يا هيچ تلاشي براي تحقق آينده اي که آنرا مطلوب مي داند ندارد هرگز نمي تواند در زمره منتظران باشد. اما چه زماني مي توان فرد را منتظر واقعي دانست: 
آگاهي نسبت به شرايط موجود و معرفت نسبت به شرايط عصر موعود.
باور به تحقق وعده الهي در مورد آينده جهان و حاکميت نهائي دين خدا در سراسر زمين.
حرکت و تلاش براي زمينه سازي و يا تحقق جامعه موعود.
نخستين شرط انتظار اين است که انسان به آن حد از آگاهي و شناخت برسد که بفهمد وضع موجود جهان و مناسبات حاکم بر آن به هيچ وجه خشنود کننده نيست و شرايطي که در آن زندگي مي کند تناسبي با عظمت وجودي انسان و شأن او ندارد. اين شناخت تنها در صورتي حاصل مي شود که انسان ابتدا شرايط موجود جامعه خود و شرايط جامعه موعود را به درستي بشناسد و آنگاه به مقايسه آن ها پرداخته و به داوري بنشيند که به واقع کدام يک شرط دوم: باور به سعادتمند شدن جهان و رستگاري بشر در پايان تاريخ است.
باور به اين حقيقت که جهان بالاخره طعم خوش حقيقت عدالت و معنويت را خواهد چشيد و ريشه هر چه دروغ، ستم، فساد و تباهي است از زمين برکنده خواهد شد.
بر اساس وعده هاي صريحي که قرآن کريم بدان داده است، مسلمانان عقيده دارند که طبق قانون خلقت و سنت آفرينش، تاريخ بر مبناي سنتهاي الهي و وعده هاي خداوندي به پيش مي رود، و اگر چند روزي دنيا به نفع ستمگران تمام شده، ولي سرانجام حکومت مطلق جهان به دست صالحان، پاکان و حق پرستان خواهد افتاد و عدالت و امنيت بر اساس قانون خدا در سراسر جهان برقرار خواهد شد از آيات متعدد قرآن3 به خوبي استفاده مي شود که جهان روزي را در پيش دارد که حاکميت مطلق اين عالم به دست پاکان و صالحان خواهد افتاد و روزي را که مسلمانان انتظار مي کشند، همان روز قيام حضرت مهدي است.
بدون شک تحقق شرايط ياد شده مستلزم تلاش فراگير فردي و اجتماعي در حوزه هاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و نظامي است:
تلاشي که اگر به واقع محقق شود فرد و جامعه مصداق رواياتي خواهند شد که در آن ها منتظران ظهور را با ياوران امام مهدي(عج) و حاضران در صحنه هاي نبرد عصر ظهور مقايسه کرده و اجر ثواب و شأن و مرتبه آن ها را يکسان دانسته اند.
  انتظار فرج دوگونه است:
مثبت: انتظار سازنده است، تحرک بخش، تعهد آور است، عبادت بلکه با فضيلت ترين عبادات است. از مجموعه آموزه هاي ديني استفاده مي شود که ظهور مهدي موعود(عج) حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پيروزي نهائي اهل حق منتهي مي شود. سهيم بودن يک فرد در اين سعادت موقوف به اين است که آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد و انتظار را از مقوله عمل به حساب آورده‍اند. و لذا پيامبر(ص) مي‍فرمايد:«افضل اعمال امتي انتظار الفرج»4 
منفي: انتظاري ويرانگر، بازنده، فلج کننده، و نوعي اباحي گري است. برداشت برخي از مردم از مهدويت و قيام و انقلاب حضرت مهدي(عج) اين است که صرفا ماهيت انفجاري دارد، فقط و فقط از گسترش، اشاعه و ترويج ظلم ها و تبعيض ها و اختناق ها و حق کشي ها ناشي مي شود، آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد و حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد. اين نوع برداشت فساد و تباهي را به عنوان مقدمه يک انفجار مقدس مس داند و مخالف اصلاحات و تلاش است.
شايد در دوران غيبت, انتظار راستين براي فرج ـ يعني حضور امام در جامعه انساني ـ نخستين راه بيعت و هم پيماني با امام موعود باشد؛ زيرا انتظار حضور در متن جريان ها, حوادث و هوشياري هميشگي است و در حال انتظار نبودن به معناي غفلت و بي خبري، بي احساسي و بي تفاوتي نسبت به حوادث پيش از ظهور و اصل ظهور است.
هر حادثه اي هر چند عظيم و ويرانگر، و عاملي هر چند بازدارنده و يأس آفرين را جامعه منتظر، از تحقق هدف هاي مورد انتظار مأيوس نمي کند و در راه آن هدف ها از پويائي و تلاش باز نمي ايستد و همواره به امام خود اقتدا مي کند.
امامي که در برابر مشکلات شکننده و حوادث کوبنده قرن ها و عصر ها استوار ونستوه ايستاده است و ذره اي در اصالت راه و کار خود ترديد نکرده است.

حضرت مهدي(عج) فرمود:« ... لأن الله معنا و لا فاقه بنا الي غيره، و الحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنا 
چون خدا با ماست، نياز به ديگري نيست، حقانيت با ما مي باشد و کناره گيري عده اي از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد» آري امام مهدي(عج) در چنين انتظاري به سر مي برد و با چنين ايماني در اين شب يلداي زندگي، استوار و تزلزل ناپذيز ايستاده و جامعه «منتظر» و امت چشم به راه نيز بايد اين ويژگي را در امام موعود و منتظر خويش نيک بشناسد و تاحد امکان مانند خود او در انتظار باشد.
تعاليم اديان الهي و به ويژه دين مبين اسلام به طور دقيق بر گرايش هاي دروني انسان ها تکيه دارد و اهداف و برنامه هاي آن ها بر اساس همين گرايش هاي دروني و ويژگي هاي فطري سامان يافته است. در اين ميان, نقش دين تنها جهت دهي توسعه و تعميق اين گرايش هاست.

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ1.

نيمه شعبان يکي از بزرگترين اعياد اسلامي و ياد آور سالروز ميلاد فرخنده امام منتظر الظهور مهدي موعود دوازدهمين خليفه پيامبر عظيم الشأن اسلام تذکار دهنده امامت است. فرصتي مناسب است که ديدگاه تيز بين هر انساني به اين حقيقت بزرگ گشوده شود.
آن چه که مناسبت دارد در چين ايامي مطرح گرددو آشنائي با عناوين اصلي که با مهدويت دارد مي باشد. يکي از عناوين و مفاهيم عالي مهدويت مسأله انتظار است که اين مقال در صدر تبيين اين مفهوم مي باشد.
انتظار ظهور و آمدن دولت کريمه حضرت مهدي(عج) امري است که در جايگاه خود از اهميت بسزائي برخوردار است. پيامبراکرم(ص) مي فرمايد: مهدي ذخيره خدا و برگزار کننده عدل و داد در آخر الزمان است. و در ميان فرق اسلامي و حتي ديگر ارباب اديان و ملل مورد اتفاق نظر مي باشد.

مکتب اسلام با هدف زنده نگه داشتن روحيه تلاش و پشتکار در فرد جامعه اسلامي بر اميدواري نسبت به آينده و انتظار فرا رسيدن گشايش از سوي خدا سفارش بسياري کرده و مومنان را از هر گونه يأس و نا اميدي بر خود داشته است.

پي نوشتها:
  سوره قصص، آيه5.
2الغيبه، شيخ طوسي ، ص 285، ج 245و احجاج طبرسي، ج2، ص 278.
3 سوره توبه، آيات32و33، سوره نور، آيه 55، سوره غافر، آيه51، سوره انبياء، آيات105و106، سوره قصص، آيه 4، سوره سجده، آيات 28و29، سوره صافات، آيات 171تا 173.
4 کمال الدين صدوق،ص 644، ج 3.


|+| نوشته شده توسط زینب مقدسی در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389  |
 

زندگی نامه امام مهدی(عج)

امام مهدی کیست؟

امام مهدی کیست؟ وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام مهدی(عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

میلاد نور

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.

سیمای مهدی(عج)

پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».

حجت خدا

روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...

دوران زندگی

دوران زندگی امام زمان(عج) به چهار دوره تقسیم می شود:

1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.

 

شناخت وجود مهدی (عج)

شناخت امام و رهبر از مهم ترین مسائل جامعه اسلامی به شمار می آید. شناخت امام، انسان را از گمراهی رهانیده و موجب نزدیکی به خدا و پیشرفت او به سوی کمال انسانی می شود. در هیچ عصر و زمانی، زمین از وجود حجت خدا، یعنی پیامبر یا امام خالی نخواهد ماند. با توجه به نقش امام در حفظ نظام و اجرای احکام الهی، شناخت خدای تعالی در پرتو شناخت امام امکان پذیر است. از این رو قبولی اعمال بندگان نیز در گرو محبت و علاقه به امام است. امام حسین علیه السلام می فرماید:«معرفت اهل هر زمان به امامشان است که اطاعت او را برایشان واجب می کند.» بنابراین دراین زمان که امام عصر(عج)، از دیده ها پنهان است، شناخت او و اطاعت از وی بر همگان واجب و لازم می باشد.

فلسفه وجود مهدی(عج)

جامعه بشری اگر بخواهد با داشتن حقوق متقابل و همکاری های سالم و سازنده و نیز روابط متعادل و آسایش بخش زندگی کند و از نظم و امنیت و رفاه برخوردار باشد، افزون بر قانون جامع و برنامه های کافی، به مدیریت صالح وقاطع نیز نیازمند است که حافظ نظم و مجری عدالت و نگهبان مصالح و پاسدار حقوق عموم باشد. چنین نظامی که بتواند خواسته های مردم را تأمین کند، نظام الهی امامت است که قرآن کریم نیز به آن اشاره می کند. در چنین نظامی، همه بنده خدا هستند و باید تابع فرمان خدا باشند و از حکم او اطاعت کنند. در این نظام حکومت تکلیفی بزرگ است که هر کس به آن مکلف شد، باید به تکلیف شرعی خود عمل کند. در عصر کنونی، امام عصر(عج) در پرده غیبت به سر می برد، ولی اطاعت او بر همگان واجب است و دیده نشدن امام، سببی برای نابودی این نظام نیست.

اثبات عقلی وجود مهدی(عج)

نبوت و رسالت، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ختم شد، ولی قرآنی که بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد، برای همیشه برنامه تعلیم و تربیت انسان بوده و قوانین آن برای تضمین حقوق انسانی لازم است. قرآن کتابی است که به منظور خارج کردن تمام افراد بشر از ظلمات فکری، اخلاقی و عملی به این عالم نازل شده است. قرآن، به مفسر و مجری نیاز دارد و باید معلمی که به ژرفای قرآن آگاه بوده و از هر خطا و اشتباهی منزه و پاک باشد، به وسیله قرآن، انسان را از تمام ظلمات رهانیده و به سوی نور هدایت کند و این فرد، کسی جز امام معصوم علیه السلام نیست. اگر خداوند چنین فردی را برای جامعه بشری در نظر نگیرد، یا به این علت است که چنین فردی وجود ندارد یا به علت قدرت نداشتن یا حکمت نداشتن خداوند است و چون هر دو مورد باطل می باشد، وجود امام در جامعه اثبات می شود.

اثبات نقلی وجود مهدی(عج)

حدیث شریف ثقلین که همه فرقه های اسلامی آن را قبول دارند، دلیل محکمی بر وجود امام است. بنابراین حدیث، باید همراه قرآن، فردی عالم به این کتاب شریف از اهل بیت علیهم السلام باشد و تمام امت اسلامی نیز مأمور هستند که از او و کتاب و سنت پیروی کنند. هر کس چنین شیوه ای را در پیش گیرد، هدایت شده و از اشتباه و قدم گذاشتن در راه خطا مصون می ماند. شیعیان دوازده امامی نیز با روایات فراوان و صحیحی که از سوی معصومان علیهم السلام رسیده است، به وجود چنین فردی اعتقاد کامل دارند. احادیث فراوانی که از پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه وارد شده که ائمه بعد از خود را دوازده نفر معرفی کرده و تک تک آنان را نام برده، دلیل محکمی است بر وجود حضرت مهدی(عج) که اکنون در پرده غیبت به سر می برد، تا زمانی که به امر خدا ظاهر شود و عدالت را در سراسر جهان برقرار سازد.

تضعیف احادیث مهدویت

دست های خیانت تاکنون، بسیار به اسناد و مدارک اولیه امت اسلامی دستبرد زده اند و اسناد و مدارکی را جعل یا تحریف کرده اند. سیاست حذف و تحریف، تنها به آثار حقانیت امیرمؤمنان علیه السلام محدود نشده، بلکه آثاری که حقانیت فرزندان معصوم امام علی علیه السلام و از جمله پیشوای عدالت گستر جهان حضرت مهدی(عج) را نشان می داد نیز مورد دستبرد سیاست حذف و تحریف قرار گرفت. جاهلان حقیقت گریز، به اسناد ومنابع اولیه امت اسلامی دستبرد زدند تا آثار مهدویت را حذف یاتحریف کنند، ولی وجود آیاتی که به صراحت بر وجود و قیام حضرت مهدی(عج) دلالت دارند و روایات پی در پی که در کتاب های معتبر و مورد اعتماد اهل تسنن و شیعه موجود است، وجود حضرت مهدی(عج) و قیام آن حضرت و ریشه کن کردن ظلم و برقراری عدالت را ثابت می کند.

علت انکار منکران

یکی از علل مهم انکار منکران وجود حضرت مهدی(عج)، وجود مهدی نماهایی است که در گوشه و کنار ظاهر شده، علَم مهدویت را برافراشته، با توجه به شرایط زمانی و مکانی، گروهی را فریفته و خود را مهدی نامیده اند و با توجه به تأثیری که در مریدان خود داشته اند، به فساد پرداخته اند. تأثیر وجودی چنین افرادی، وارد شدن ضربه های هولناک و شکننده شکست و تفرقه در میان جامعه است. این تأثیرات سوء، باعث می شود تا منکران وجود حضرت مهدی(عج)، اصل قضیه را منکر شده و در کل مهدویت را عامل فساد و اختلاف به شمار آورند. بعضی از منکران، رفتار مهدی نماها را بررسی کرده، نقطه ضعف ها، فسادها، و فریبکاری های ایشان را به دست آورده اند و به این نتیجه رسیده اند که اگر مهدویت این است، ما با آن مخالفیم و آن را انکار می کنیم.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط زینب مقدسی در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389  |
 

 


زندگینامه حاج احمد متوسلیان

 احمد متوسلیان

تولد و كودكی
در سال 1332 ه.ش در خانواده‌ای مومن و مذهبی در یكی از محلات جنوب شهر تهران به دنیا آمد. دوران تحصیل ابتدایی خود را در دبستان اسلامی «مصطفوی» به پایان برد. ضمن تحصیل، به پدرش كه در بازار به شغل شیرینی فروشی اشتغال داشت، كمك می‌كرد. احمد در همان سال های نوجوانی با شركت فعال در هیات های مذهبی و كلاس های قرآن در مساجد جنوب شهر، از ظلم و جنایات رژیم منحوس پهلوی آگاه شد و با سن و سال كمی كه داشت قدم به میدان مبارزه با طاغوت گذاشت.
پس از پایان دوره ابتدایی، در هنرستان صنعتی، شبانه به تحصیل ادامه داد و در سال 1351 موفق به اخذ دیپلم گردید. سپس به خدمت سربازی اعزام شد و در شیراز دوره تخصصی تانك را گذراند و پس از آن، به سرپل ذهاب اعزام شد.

فعالیت سیاسی – مذهبی
او در دوران سربازی، فردی مذهبی و مومن بود و در بحث ها، مخالفت خود را با رژیم ستمشاهی بیان می‌كرد. پس از اتمام خدمت سربازی، در یك شركت تاسیساتی خصوصی استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم‌آباد منتقل گردید و به فعالیت های سیاسی- تبلیغی خود ادامه داد. تا اینكه پس از مدت ها تعقیب و گریز، در سال 1354 توسط اكیپی از كمیته مشترك ضدخرابكاری ساواك دستگیر و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلك‌الافلاك خرم‌آباد در سلولی انفرادی گذراند.
به روایت همرزمانش، با وجود تحمل شكنجه‌های جسمی و روحی فراوان، حسرت شنیدن یك آخ را هم بر دل سیاه مزدوران ساواك گذاشت، تا اینكه او را به بند عمومی منتقل كردند و حدود نه ماه را نیز در آنجا گذراند و با بالاگرفتن موج انقلاب اسلامی از زندان آزاد گردید و به آغوش ملت بازگشت. پس از آزادی، در شروع قیام های خونین قم و تبریز در سال 1356، نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات را در محلات جنوبی تهران عهده‌دار شد و رابطه‌ای تنگاتنگ با حركت های مكتبی محافل دانشجویی و روحانیت مبارز تهران داشت.
با شدت یافتن روند نهضت اسلامی و رویارویی مردم با مزدوران طاغوت، بارها تا پای شهادت پیش رفت و در روزهای 21 و 22 بهمن ماه 1357 تلاش و ایثار چشمگیری از خود نشان داد.
با پیروزی معجزه آسای انقلاب اسلامی، مسئولیت تشكیل كمیته انقلاب اسلامی محل خویش را عهده ‌دار شد. پس از شكل گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این ارگان پیوست و دوشادوش سایر همرزمانش با حداقل امكانات موجود به سازماندهی نیروها همت گماشت.

مبارزه با ضدانقلاب در كردستان
پس از شروع قائله كردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوكان شد و به دلیل ابتكار عمل هوشیارانه و فرماندهی قاطع خود توانست كلیه اشرار مسلح را متواری كند و منطقه را از لوث وجود ضدانقلابیون كه در راس آنها دمكرات ها قرار داشتند، پاكسازی نماید. او پس از تثبیت مواضع نیروهای انقلاب در بوكان، به شهرهای سقز و بانه رفت..
در ابتدای ورود به شهر بانه، پس از كمین ناجوانمردانه‌ای كه ضدانقلابیون به نیروهای ستون ارتش زده بودند، طی یك عملیات دقیق ضدكمین خسارات سنگینی به آنان وارد آورد كه در این نبرد، چهارصد اسیر و دویست كشته از ضدانقلاب برجای ماند.
پس از آن به همراه گروهی از رزمندگان از جمله معاون خود (شهید محمد توسلی) برای فتح سنندج راهی این شهر شد. ستون تحت فرماندهی او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شكست و به همراه سرداران رشیدی چون محمد بروجردی و اصغر وصالی، سنندج را آزاد نمود و كمر تجزیه‌طلبان را شكست.
در زمستان سال 1358 به او ماموریت داده شد تا جاده پاوه - كرمانشاه را كه در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد كند. عملیات با فرماندهی او و همكاری سپاه پاوه شروع و با موفقیت كامل به انجام رسید و ایشان به همراه سایر برادران، وارد شهر پاوه شدند. پس از مدتی، با حكم شهید بروجردی، به فرماندهی سپاه پاوه منصوب گردید.

آزادسازی شهر مریوان
اوایل خرداد 1359 ماموریت آزادسازی شهرستان مریوان كه در تصرف گروهك های محارب بود، به وی محول شد. تسلط ضد انقلاب در مریوان به گونه‌ای بود كه از پادگان این شهر می‌توانستند افرادی را كه در سطح شهر تردد می‌كردند شمارش كنند. به همین دلیل، به محض نشستن هلیكوپتر در محوطه باند فرود، حاج احمد و همراهانش زیر آتش همه‌جانبه دشمن قرار می گیرند.
حاج احمد پس از ورود به شهر و سازماندهی نیروها، با یورشی سهمگین و برق‌آسا توانست شهر مریوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهك ها پاك نموده و در این شهر استقرار یابد.
از همین زمان بود كه مسئولیت فرماندهی سپاه مریوان به عهده ایشان گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهدای بزرگواری چون حاج عباس كریمی، سید محمدرضا دستواره، رضا چراغی، حسین قجه‌ای، حسین زمانی، محسن نورانی و علیرضا ناهیدی و... به پاكسازی مواضع مزدوران استكبار اعم از كومله، دمكرات و رزگاری پرداخت. ترس و وحشتی كه از او بر دل سیاه ضدانقلابیون نشسته بود به حدی بود كه به قول یكی از همرزمانش، هر وقت به ضدانقلاب خبر می‌رسید كه حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد، قوای ضدانقلاب، فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و مانند روباه از معركه می‌گریختند.
آزادسازی ارتفاعات دزلی مشرف بر شهر پنجوین عراق كه در حكم سرپل نفوذ عناصر ضدانقلاب به خاك ایران اسلامی بود، را باید از دیگر دستاوردهای مهارت رزمی قاطعانه حاج احمد و گروه اندك همرزمانش در كردستان دانست. جالب آنكه بنی‌صدر به شدت از هرگونه امدادرسانی لجستیكی به نیروهای سپاه در كردستان (از جمله مریوان) خودداری می‌كرد و حتی دستور اكید و مكتوب داده بود تا به سپاه مریوان حتی یك فشنگ هم تحویل داده نشود و بدین گونه حاج احمد در چنین وضع دشواری به نبرد مظلومانه سرگرم بود.
در دی ماه 1360 و در شب 27 رجب، مصادف با بعثت حضرت رسول اكرم(ص) ؛ عملیات سرنوشت ‌ساز محمدرسول‌الله(ص) از دو محور مریوان و پاوه بر روی منطقه خرمال توسط حاج احمد و شهید همت رهبری شد كه در این محور، رزمندگان اسلام به مرزهای بین‌المللی رسیدند. این عملیات در حقیقت سنگ بنای تاسیس تیپ 27 حضرت رسول(ص) به شمار می‌رود.

شركت در جبهه جنوب
حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، ماموریت یافت تا رزم بی‌امان خود را در جبهه‌های جنوب ادامه دهد. او از طرف فرماندهی كل سپاه مامور شد با بكارگیری برادران سپاه مریوان و پاوه تیپ محمدرسول‌الله(ص) – كه بعدها به لشكر تبدیل شد – را تشكیل دهد و فرماندهی تیپ مذكور را نیز خود به عهده گیرد. بدین ترتیب به فاصله كوتاهی حاج احمد و برخی سرداران نامی كردستان راهی جبهه‌های جنوب شدند تا تدابیر نوین دفاعی كشور، نظام فرهنگی یگان های رزمی منظم و مكانیزه سپاه در جنوب را سامان بخشیده و آزادسازی مناطق اشغالی خوزستان را سرعت بخشند.
رزمندگان تیپ 27 محمدرسول‌الله(ص) برای ورود به مصاف فتح‌المبین پس از طی یك دوره فشرده آموزشی توسط حاج احمد، خود را آماده كردند و در شب دوم فروردین ماه سال 1360 در محور دشت عباس (چنانه) وارد عرصه پیكار شدند و در این نبرد پیروزمند نقش اساسی ایفا كردند.
پس از مدتی زمینه اجرای عملیات بیت‌المقدس در دستور كار یگان های رزمی قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئولیت خطیر فرماندهی تیپ، در تمامی ماموریت های شناسایی شركت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزدیك راه‌كارهای مناسب عملیات را شناسایی می‌كرد.
در شب دهم اردیبهشت ماه سال 1361 عملیات بیت‌المقدس آغاز شد و رزمندگان تیپ محمد رسول الله به فرماندهی حاج احمد به مواضع دشمن یورش بردند. نقطه آغاز عملیات، منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز – خرمشهر بود كه با عبور نیروها از رود متلاطم كارون به سمت دژ مارد جهت‌دهی شده بود. با وجود حجم سنگین آتش كور و بی‌وقفه یگان های توپخانه ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نیروهای دشمن را محورهای عملیات زمین‌گیر كنند و كلیه پاتك های آنها را دفع نمایند.
او به رغم جراحت وخیمی كه از ناحیه پا داشت حاضر به ترك میدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهای مستحكم و میادین متعدد مین، نیروهایش را عبور داد و در نهایت ساعت 11 صبح روز سوم خردادماه سال 1361 رزم‌آوران تیپ 27 حضرت رسول(ص) با جلوداری سردار حاج احمد متوسلیان در كنار سایر یگانهای سپاه به خاك مطهر خرمشهر قدم نهادند.
ایشان در عصر همان روز طی سخنان كوتاهی خطاب به دریادلان بسیجی در برابر مسجد جامع خرمشهر چنین گفت:
همه عزیزان ما كه تا امروز در خوزستان غوطه‌ور شده و به شهادت رسیده‌اند برای حفظ اسلام عزیز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند، اما خدا را شكر كه بالاخره توانستیم امروز با آزادی خرمشهر قلب اماممان را شاد كنیم.
در پی آزادسازی خرمشهر، حاج احمد در معیت سایر سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خمینی(ره) مشرف شدند. در آن دیدار حضرت امام خمینی(ره) این سرداران دلاور را به گرمی مورد محبت خویش قرار دادند.

حضور در لبنان
هنوز طعم شیرین فتح خرمشهر را در ذائقه‌اش احساس می‌كرد كه خبر تلخ تهاجم ارتش صهیونیستی به خاك لبنان را شنید.
او در اواخر خرداد سال 1361 طی ماموریتی به همراه یك هیات عالی‌رتبه دیپلماتیك از مسئولین سیاسی – نظامی كشورمان راهی سوریه شد تا راه های مساعدت به مردم مظلوم و بی‌دفاع لبنان را بررسی نماید.

نحوه اسارت
در چهاردهم تیر سال 1361، اتومبیل هیات نمایندگی دیپلماتیك كشورمان در هنگام عبور از پست ایست و بازرسی برباره در شمال بیروت،توسط ‌مزدوران حزب فالانژ اتومبیل متوقف و چهار سرنشین خودرو مزبور به رغم مصونیت دیپلماتیك – توسط عمال رژیم تروریستی گروگان گرفته شدن

|+| نوشته شده توسط زینب مقدسی در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389  |
 
 
بالا